اولياء الله آملى
61
تاريخ رويان ( فارسى )
مىزدند . در شهر و رستاق و بازارها و گرمابه و سر راهها مىگشتند ، تا كه زنان شوهران را مىگرفتند و از خانه بيرون آورده ، بهدست مازندرانى مىدادند . از حد گيلان تا به تميشه به يك روز از كسان خليفه خالى كردند . در اين وقت از نواب خليفه در كجور كه قصبهء رويان است ، عمر بن العلاء نشسته بود با شش هزار مرد . و در گيلاناباد ، نصر بن عمران نشسته بود با هزار مرد خراسانى . و در پاى دشت عامر بن آدم نشسته بود با پانصد مرد و در ناتل سعيد بن ميمون نشسته بود با پانصد مرد . و در بهرامهده ، عمرو بن مهربان « 1 » نشسته بود با پانصد مرد . و در قراطادان يوسف بن عبد الرحمن نشسته بود با پانصد مرد . و در ولاشجرد على بن جستان نشسته بود با پانصد مرد . و در سعيدآباد سعيد بن دعلج نشسته بود با هزار مرد . و در چالوس فضل بن سهل ذو الرياستين نشسته بود با پانصد مرد ، الا در اين وقت او غايب [ بود ] . و در كلار كه اول ديلمان است جويرم السعدى نشسته بود با پانصد مرد . اين جمله رويان است . « 2 » همچنين از تميشه تا كلار پنجاه موضع مسلحه ساخته ، نشسته بودند . مجموع را به يك روز از ميان برداشتى . بعضى كشته و بعضى را هزيمت كرده و بعضى را به اسيرى گرفته ، مگر عمر بن العلاء را كه خليفه از او آزرده بود ، نتوانست كه به حضرت دار الخلافه رود . همينجا با مردم طبرستان و رويان در ساخت و در سعيدآباد رويان بنشست و خانه و سراى ساخت . چه آن عمارت اول [ او ] كرده بود و سعيد بن دعلج به اتمام رسانيده و آن تل و پشتهء خراب كه آنجا نهاده است ، كوشك و سراى او بود . و گور عمر بن العلاء در سعيدآباد نهاده است و مردم عوام زيارت مىكنند كه يار پيغمبر است و
--> ( 1 ) - عمر بن مهران . ( تاريخ طبرستان ج 1 ص 180 ) ( 2 ) - نامهاى اين مسالح در ص 180 تاريخ طبرستان ابن اسفنديار ج 1 ياد شده است .